چركنويس |

خوراک RSS

به همین سادگی!

پنجشنبه ۱۹ آذر ۱۳۸۸

جام جم کاملا متفاوت با روزنامه های دیگه منتشر شد. اون موقع روزنامه تازه تاسیس بود و طراحی، فرم و ارائه مطالب با سایر روزنامه ها کاملا متفاوت بود. اوایل قیمتش بیست و پنج تومان بود. (الان ۱۰۰ تومان هستش!) و اینکه توزیع خیلی بدی داشت. مخصوصا اینکه ساعت دو بعد از ظهر، مشهد می رسید.

چند بار هم چند تا از شماره های اون رو تمام و کمال خوندم. یعنی تمام کلمات روزنامه رو. حتی حواث رو! حتی تمام مطالب سیاسیش رو! (سال هاست صفحه حوادث هیچ روزنامه یا مجله ای رو نخوندم. سیاسی هم فقط یک اپسیلون مرور می کنم! ولی در مجموع حالم از جفتشون بهم می خوره)

خودم رو داشتم خفه می کردم. حتی این اتفاق برام افتاده بود که بعضی از روزها در یک بازه زمانی دو ساعته سه بار به دکه روزنامه فروشی سر بزنم تا جام جم اون روز رو بخرم. با مادرم خیلی از اوقات بابت خرید این روزنامه ها بحث می کردیم. همه جای خونمون آثارش بود. خیلی تعصب برام ایجاد کرده بود. خدایی نکرده اگه یه برگش پاره می شد، داد و هواری بود که می کردم.

آرشیو خوبی درست کردم اما بعد از یکی دو سال، در یک لحضه و با دعای خیر مادرم، همشون رو به دامن پاک طبیعت بخشیدم و اونا رو راهیه مکان های مختلف از جمله سبزی فروشی، بازیافت و … کردم.

بازخورد ها اون همه خوندن ها شروع شد. البته در بیشتر موارد برعکس! یعنی اینکه بعد از توضیح دادن یک موضوع بسیار جالب و یا بیان جزئیات دقیق یک حادثه یا یک دستاورد و یا یک مطلب علمی، دوستان، رفقا، آشنایان همه در یک زاویه خاص و با چهره ای ترکیب از روانپریشی مزمن و ترس و وحشت ناشی از آمدن کابوس های ترسناک شب هنگام، شروع به لرزیدن می کردند و در جا کام خود را تلخ و به بالین مرگ رهسپار می شدند.

«شیخنا در فکر چاره ای شد. تاملی بر اثبات گفتار، چاره در نابودی آنها بود. شیخ چله نشت، ذکر گفت و دیدن خلق از دیدگان کند.»

بعد از این تصمیم گرفتم آرشیوم رو جزئی تر کنم تا بتونم اون مطالب رو به راحتی پیدا کنم و به دوست هام امانت بدم  و این کار باعث درک راحت تر این مطالب می شد.

مدتی بود مقاله های دانباله داری در مورد ایده پردازی و روش های صحیح درست و ساده فکر کردن رو در همین روزنامه دنبال می کردم.

یکی از این شماره ها به این مطلب اشاره کرده بود که در ایستگاه فضایی ناسا دانشمندان با مشکل بزرگی مواجه شده بودند. اونها برای تهیه گزارش ها و یادداشت مطالب گوناگون در ماموریت های فضایی به هیچ عنوان نمی توانستند از خودکار استفاده کنند. خلاء باعث از بین رفتن رفتار و اثر جوهر بر روی کاغذ شده بود و این مشکل باعث هزینه زیادی برای انجام تحقیقات و راهکاری برای حل این مشکل برای ناسا در برداشت. هزینه بسیار سنگینی که در نهایت به نتیجه رسید و این مشکل کاملا حل شد (یه کم واقع بین باشید، بی انصافیه در مورد چند صد هزار دلار فکر کنیم؟!). البته به این مورد هم اشاره شده بود که روس ها هم به طور دقیق با این مشکل مواجه شده بودند و در حال جستجو برای حل این معضل بودند.

اما آیا این تنها راه حل بود؟ یعنی هیچ راه دیگه ای وجود نداشت؟ هیچ راهی؟

بعد از اینکه این ماجرا رو به تماما و به طور شفاهی برای برادرم تعریف کردم (که هنوز برای شما نگفتم)، خیلی راحت ابروهاش رو بالا اندااخت و این موضوع رو کاملا انکار کرد. (از داداشم این کار خیلی بعید بود!) اینجا بود که با یک جهش بلند وارد اتاقم شدم و اون مطلب رو که قبلا برش زده بودم و در قسمت مخصوص خودش قرار داشت رو از آرشیو بیرون آوردم و بهش نشون دادم.

لحظه زنده شدن دوباره یک انسان رو تصور کنید…

روس ها در ماموریت های بعدیشون به فضا بجای خودکار از مداد استفاده کردند.

(حق می دم! هنوز باورش سخته؟!)

Popularity: 10%

مطالب مرتبط

۲ دیدگاه »

کمتر بیشتر است!

۲۶ آذر ۱۳۸۸ | ۱۷:۵۳

آره، یه چیزی تو همین مایه ها!

۱۸ دی ۱۳۸۸ | ۱۷:۰۵
نوشتن دیدگاه

CAPTCHA image

كليه حقوق مربوط به اين وب سايت براي همه كاربران آزاد مي باشد. هر گونه كپي برداري با ذكر و يا بدون ذكر منبع بلامانع است.