بعضی اوقات اینقدر با محیط اطرافمون درگیر هستیم که بعضی از جزئیات پیش و پا افتاده رو از دست می دیم. اینقدر ساده که شاید بعد از پرداختن به اونها باعث تعجبمون میشه. چند روز پیش به یک نکته جالب در ویندوز برخوردم. بعد از رایت کردن تعداد زیادی از فایل هام، شروع کردم به پاک کردن اونها از روی هاردم. هر دفعه که فولدر یا فایلی رو پاک می کردم مجبور بودم هشداری که ویندوز در خصوص پاک کردن اون فایل می داد رو تائید کنم. با خودم گفتم الان که من کلید Del رو می زنم حتما می دونم که این برنامه دیگه مورد استفاده من نیست و لازم هستش که از روی سیستمم پاک بشه و در صورت اشتباه پاک کردن هر فایلی، می تونم بلافاصله اونها رو از سطل آشغال Restore کنم. اون لحظه به این فکر می کردم که حتما گزینه ای وجود داره که این پنجره تائید رو بتونم از کار بندازم و از دستش خلاص بشم. خیلی ساده تنها با راست کلیک کردن روی Recycle Bin و برداشتن تیک Display delete confirmation dialog تونستم از شر این پنجره مزاحم خلاص بشم.
شاید باور نکنید ولی الان سرعت کار کردنم با ویندوز به مراتب بالا رفته و اینکه دیگه بعد از هر بار پاک کردن فایلی، منتظر هیچ پنجره ای نیستم و واقعا الان کار ها بهتر پیش میره! از این به بعد، مطمئنم بعد از هر بار ویندوز عوض کردن، این ترفند رو بلافاصله اجرا می کنید.

Popularity: 28%

حدودا دو سال پیش بود این مطلب رو با کمی تغییر برای مجله ای ترجمه کردم. مسابقه بود اما نتیجه ای در بر نداشت. امروز که داشتم در ایمل های ارسالیم دنبال چند تا نامه می گشتم بهش برخوردم! بعد از اینکه خوندمش بلافاصله تصمیم گرفتم که روی بلاگم بزارم. مطمئنا ماجرای ساخته شدن یکی از معروفترین مجسمه های دنیا می تونه برامون خیلی جالب باشه!
در یکی از روزهایی که میکلآنجلو، سخت مشغول کار بر روی یکی از معروفترین کارهایش، یعنی مجسمه داوود بود، پسر بچه ای به محل کار او آمد و از وی این سوال را پرسید که چرا او اینقدر دشوار کار می کند و به این سختی به صخره ضربه می زند؟ در جواب میکلآنجلو پاسخ داد: “پسر جوان، در درون این صخره فرشته ای وجود دارد و من در حال آزاد کردن آن هستم”. اما برای رهایی این فرشته سه هنرمند دیگر هم تلاش خود را کردند، اما هیچ یک از آنها نتوانستند فرشته را در درون آن صخره ببینند. در سال ۱۴۶۴، یازده سال قبل از به دنیا آمدن میکلآنجلو، انجام این اثر ماموریتی برای هنرمتد ایتالیایی به نام اگوستینو دی دوسیو (Agostino di Duccio) بود. او پس از مدتی نتوانست تصمیمی در مورد کار، بر روی این صخره بگیرد. بنابراین این ماموریت را کنار گذاشت. پس از او در سال ۱۴۷۶ هنگامی که میکلآنجلو تنها یک سال داشت، هنرمند دیگری به نام آنتونیو رو سلینو (Antonio Rossellino) ، ماموریت یافت تا بر روی این صخره مشغول به کار شود. اما او هم همانند آگوستینو نتوانست تصویری از کار نهایی ا در ذهن خود نمایان کند. حتی از هنرمند بزرگ دیگری یعنی لئوناردو داوینچی تقاضا شد تا بر برروی این اثر مشغول به کار شود. اما او به دو دلیل از انجام این کار سرباز زد. ابتدا اینکه او فکر می کرد مجسمه سازی شکل بی ارزشی از هنر است.(البته او کمی در این مورد خود بین بود) و دوم اینکه او هم نتوانست کار پایانی را تجسم کند. سه هنرمند (که یکی از آنها، یکی از معروفترین هنرمندان دنیا است) هیچ یک به درون این سنگ راه پیدا نکردند اما تنها میکلآنجلو و تنها او فرشته درون این سنگ یا صخره را دید و در انتظار راهی بود تا به فلورنس و همه جهانیان الهام ببخشد.
مترجم: حامد صدیقی
عنوان اصلی:
The Angle Inside of You by: Chris Widener
منبع:selfgrowth.com
Popularity: 16%