چركنويس |

خوراک RSS

فرشته درون

دوشنبه ۱۰ اسفند ۱۳۸۸

Michelangelos David

حدودا دو سال پیش بود این مطلب رو با کمی تغییر برای مجله ای ترجمه کردم. مسابقه بود اما نتیجه ای در بر نداشت. امروز که داشتم در ایمل های ارسالیم دنبال چند تا نامه می گشتم بهش برخوردم! بعد از اینکه خوندمش بلافاصله تصمیم گرفتم که روی بلاگم بزارم. مطمئنا ماجرای ساخته شدن یکی از معروفترین مجسمه های دنیا می تونه برامون خیلی جالب باشه!

در یکی از روزهایی که میکل‌آنجلو، سخت مشغول کار بر روی یکی از معروفترین کارهایش، یعنی مجسمه داوود بود، پسر بچه ای به محل کار او آمد و از وی این سوال را پرسید که چرا او اینقدر دشوار کار می کند و به این سختی به صخره ضربه می زند؟ در جواب میکل‌آنجلو پاسخ داد: “پسر جوان، در درون این صخره فرشته ای وجود دارد و من در حال آزاد کردن آن هستم”. اما برای رهایی این فرشته سه هنرمند دیگر هم تلاش خود را کردند، اما هیچ یک از آنها نتوانستند فرشته را در درون آن صخره ببینند. در سال ۱۴۶۴، یازده سال قبل از به دنیا آمدن میکل‌آنجلو، انجام این اثر ماموریتی برای هنرمتد ایتالیایی به نام اگوستینو دی دوسیو (Agostino di Duccio) بود. او پس از مدتی نتوانست تصمیمی در مورد کار، بر روی این صخره بگیرد. بنابراین این ماموریت را کنار گذاشت. پس از او در سال ۱۴۷۶ هنگامی که میکل‌آنجلو تنها یک سال داشت، هنرمند دیگری به نام آنتونیو رو سلینو (Antonio Rossellino) ، ماموریت یافت تا بر روی این صخره مشغول به کار شود. اما او هم همانند آگوستینو نتوانست تصویری از کار نهایی ا در ذهن خود نمایان کند. حتی از هنرمند بزرگ دیگری یعنی لئوناردو داوینچی تقاضا شد تا بر برروی این اثر مشغول به کار شود. اما او به دو دلیل از انجام این کار سرباز زد. ابتدا اینکه  او فکر می کرد مجسمه سازی شکل بی ارزشی از هنر است.(البته او کمی در این مورد خود بین بود) و دوم اینکه او هم نتوانست کار پایانی را تجسم کند. سه هنرمند (که یکی از آنها، یکی از معروفترین هنرمندان دنیا است) هیچ یک به درون این سنگ راه پیدا نکردند اما تنها میکل‌آنجلو و تنها او فرشته درون این سنگ یا صخره را دید و در انتظار راهی بود تا به فلورنس و همه جهانیان الهام ببخشد.

مترجم: حامد صدیقی
عنوان اصلی:
The Angle Inside of You by: Chris Widener
منبع:selfgrowth.com

Popularity: 16%

مطالب مرتبط

۸ دیدگاه »

incredil3oy:

with all due respect, صخره با “ص” نوشته میشه نه “س” حامد جان! D:

۱۸ اسفند ۱۳۸۸ | ۰۰:۵۰

تازه کجاشو دیدی؟ دو سه هفته پیش، تو محضر، اصل با سند برابر است رو اینطوری نوشتم:
“اثل با سند برابر است!”
Thanks anyway.

۱۸ اسفند ۱۳۸۸ | ۰۰:۵۷
حسام:

متاسفانه این روزها که وبلاگ نویسی برابر شده با سیاسی نویسی هایی به روش رادیکالی و انتقادی وبلاگ های مثل شما که ارزش اضافه کردن به فید ریدر را داشته باشند کم پیدا می شود.

۱۸ اسفند ۱۳۸۸ | ۰۱:۴۲

دوست خوب، نظری که شما دادید، مسئولیت منو بیشتر کرد! بابت دیدگاهت، ممنونم.

۱۸ اسفند ۱۳۸۸ | ۰۲:۱۱

سلام
چطوری برادر؟
خیلی مطلب جالبی بود.
استفاده بردیم
موفق باشی

۱۸ اسفند ۱۳۸۸ | ۰۲:۴۲

سید محسن، شما همیشه لطف داری. سعی می کنم مطالبی شبیه به این پست بیشتر کار کنم! آخه یادمه که به این نوع نوشته ها علاقه داشتی!

۱۸ اسفند ۱۳۸۸ | ۱۲:۳۱
hamed:

حامد جان اینکه این ترجمه این مطلب نتیجه ای نداشته شاید بخاطر تکراری بودنش باشه چون عین این مطلبو تو یه کتابی خونده بودم

۱۰ فروردین ۱۳۸۹ | ۰۰:۵۱

سلام. حق با شماست. احتمال این مورد وجود داشت. ولی اصلا من بهش فکر نکرده بودم. فکر می کردم مطلب جدیدی رو پیدا کردم! البته الان که رو بلاگ گذاشتم بی نتیجه نبوده! به هر حال بابت کامنتت ممنونم.

۱۰ فروردین ۱۳۸۹ | ۰۱:۰۳
نوشتن دیدگاه

CAPTCHA image

كليه حقوق مربوط به اين وب سايت براي همه كاربران آزاد مي باشد. هر گونه كپي برداري با ذكر و يا بدون ذكر منبع بلامانع است.